تبلیغات
:::""::""چرا باید تنها بشم ها:::""::""
:::""::""چرا باید تنها بشم ها:::""::""



:::""::""خیلی دلم گرفته:::""::""

هرچه کردم نروی ، اما نشد

 

هرچه گفتم که بمان ، اما نشد

 

در بیابان دلت گم بودم

هر چه کردم که سرابی بشوم اما نشد


هنوز واژه عشق می چکد در ناودان احساسم

و من در انتظار نفسهای گرم بهار

به شوق آمدن یک طلوع نـــو

خسته از فصل حادثه های غریب

تنها نشسته ام کنار پنجره ای بسته

تا که شهر خیال مـرا

با برق چشم های عاشق خود

نور باران کنی زیبــا

و بعد کوچ خاطره های دلتنگی

صدای خنده مهربـان تو

شبیه حجم صدای بهار

دهد به روزهای خیالم رنگی

میخوام از شوق عشق بگم از شوق دیدن چشمای قشنگت

قشنگ؟

نه واژه قشنگ رو برای توصیف چشات نمیذارم چون خیلی کمه

پس چی بذارم .

آخه توصیف دوست داشتنت هم برام مشکله اما یه جمله می گم

تو را مثل باران نه مثل دریا نه مثل خورشید نه مثل عاشق دوست میدارم

بشناس مرا ،حکایتی غمگینم....

افسانه ی تیره ی شبی سنگینم....

تلخم ، که دلم ، شکسته ام ، مسموم...

ای دوست....

شناحتی  مرا ؟؟

من اینم....

من اینم و غرق خستگی آمده ام....

ویرانم و از شکستگی آمده ام....

از شهر یگانگی فراموشم کن....

از شهر هزار دستگی آمده ام....

آنجا با هر که زیستم کٌشت مرا...

هر هم خونی  ، به خونی آغٍشت مرا....

صدها  دستی که دوست می خواندمشان....که دوست می خواندمشان......

صدها  خنجر شکست در پشت مرا.....

آنجا که کسی به من بپیوندد نیست....

صبحی که به روی ظلمتم خندد، نیست....

زنجیر فراوان ٍ فراوان....اما...

چیزی که مرا به زندگی بندد نیست.....!

کاش میشد عشق را درک کرد

عاشقانه

صادقانه

درک کرد

نمیدونم چشمه این اشکا کجاست اما می دونم داره عشق


عاشقونمون بیشتر می شه بیشتر از گذشته

شاید زیباتر و شاید پایدارتر

کاش بشه یه بار برای همیشه دستاتو بگیرم

بگم زندگی بدون تو معنا نداره


من بدون تو یه لحظه هم نمیتونم دووم بیارم





یکشنبه 6 اردیبهشت 1388 توسط ღ♥ღ*••*محمد جواد ღ♥ღ*••* .........؟ | نظرات ()
:::""::""همه غمهات ماله من :::""::""

 

آنقدر غرق آرزوهای باورنکردنی شدم که نمی دانم تمام یادگاری های عشق

 را نگه داشته ای یا نه؟؟

   نمی دانم باز هم مثل قبل ثانیه به ثانیه برایت تازگی دارم یا نه؟؟

 نمی دانم باز هم واقعا از ته دل عاشقم هستی یا نه؟؟

 نمی دانم باز هم اسم من برایت بهترین هست یا نه؟؟

 نمی دانم چه بگویم اما خسته شدم از انتظار و از جاده انتظار

  به من بــــــــــگو چقدر راه باقی است تا به جاده تو برسم 

دل انگیز ترین خاطرات در امتداد نگاه توست

در انتهای شب نگاهم را به کوچه پس کوچه های انتظار  میدوزم

نگاه تو را میخواهم

در فراسوی شب

در تاریک ترین لحظات شب

میخواهم بگویم

نگاه تو را میخواهم

چون نگاه تو دنیای امید من است

با تو خاطرات عشق را ورق خواهم زد

با تو خواهم ماند

با تو چون تو تک ستاره آرزو هایمی

می خواهم فریاد را در لحظه تنهایی ام بشنوی

فریاد ی از سکوت

می خواهد بگوید

اما نمی تواند

چشمان تو اجازه نمیدهد

چون لحظه دیدار اشک حسرت

بر گونه هر دویمان جاری می شود

کاش می توانستم چون روحی که از قفس تن آزاد می شود

دزدانه ازاین خانه خاموش و خواب زده بگریزم .

از بوته زار گذشته روی به صحرا آرم .

ساعتی روی تپه ها گردش کنم و

پیش از آنکه در خانه جنب و جوش آغاز شود آهسته به اطاقم باز گردم .

دوست داشتن دل می خواست دلی پر از عشق را تقدیمت می کردم

عشقی که تمام وجودم را در بر گرفته بود

اشکهای چشمی که به یاد دلتنگی تو جاری میشد .حس با تو بودن را فقط در رویاهایم

 تجربه کردم.ارزو دارم رویاهایم را خالصانه بپذیری

دل پر امیدم را تنها نگذاری

وقتی شبها اشک حسرت گونه هایم را نوازش می کرد ارزو داشتم دست تو اشکهایم را

پاک کند

 

کاش میشد قلبها آباد بود کینه وغمها به دست باد بود،کاش میشد دل

فراموشی نداشت نم نم باران هم آغوشی نداشت،کاش میشد گم شوند

این کاش های زندگی پشت نقاب بندگی،کاش میشد کاش ها مهمان شوند در

میان غصه ها پنهان شوند،کاش میشد آسمان رنگین نبود ردپای قهروکین

رنگین نبود،کاش میشد روی خط زندگی! باتو باشم تا نهایت سادگی!

عادت کرده ام که بغضهایم را

پشت خنده ها ی دروغی ام پنهان کنم

یاد گرفته هام که اگردلم شکست

بی صدا گریه کنم

سالهاست بارخستگی هایم رابه تنهایی به دوش می کشم

خسته ام ازاین عادت ها

یاد گرفتن ها

دلواپسی ها

می خواهم آن روی زندگی را هم ببینم.

می خواهم زندگی کنم

زندگی ...با تو

تقدیر را در گوشه ای از زندگی ام باختم

با یاد چشمان تو با درد غربت ساختم

ای کاش من هم مثل تو محو تماشا می شدم

یا مثل فکر آبی ات همرنگ دریا می شد...





جمعه 7 فروردین 1388 توسط ღ♥ღ*••*محمد جواد ღ♥ღ*••* .........؟ | آرزو ()
::::""خیلی دوست دارم"":::::


 

ای عشق می خوام بگم تا کی ؟؟؟

تا کی باید شبا اشک چشام بالشمو خیس کنه تا کی باید بگم خدایا تشنه دیدارشم

شما بگید تا کی باید چشممو بدوزم به در بگم شاید بیاد شاید زنگ بزنه شاید به

یادمه شاید خوابه و هزار تا شاید دیگه

آنقدر غرق آرزوهای باورنکردنی شدم که نمی دانم تمام یادگاری های عشق

 را نگه داشته ای یا نه؟؟

   نمی دانم باز هم مثل قبل ثانیه به ثانیه برایت تازگی دارم یا نه؟؟

 نمی دانم باز هم واقعا از ته دل عاشقم هستی یا نه؟؟

 نمی دانم باز هم اسم من برایت بهترین هست یا نه؟؟

 نمی دانم چه بگویم اما خسته شدم از انتظار و از جاده انتظار

  به من بــــــــــگو چقدر راه باقی است تا به جاده تو برسم 

وقتی تو را میبینم دوست دارم پرنده ای باشم

 آرام آرام پرواز کنم و روی

 شانهایت بشینم

دوست  دارم قــاصدکی باشم و بسویت رهسپار شوم

دوست دارم قطره ای باشم و تو مرا در دستت بگیری

دوست دارم کسی باشم که جمله ای که می گویم را باور کنی

عزیزم تا ابد عاشقتم

 





پنجشنبه 6 فروردین 1388 توسط ღ♥ღ*••*محمد جواد ღ♥ღ*••* .........؟ | آرزو ()



پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
ღ♥ღ*••*محمد جواد ღ♥ღ*••* .........؟
تنهایی
عاشقی و تنهایی
tina
مهناز
مرضیه
ستاره
همه پیوندها
اردیبهشت 1388
:::""::""خیلی دلم گرفته:::""::""
:::""::""همه غمهات ماله من :::""::""
::::""خیلی دوست دارم"":::::
لیست آخرین مطالب
چقد دوسم داری؟؟؟؟؟؟






بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Powered by Abzarak.com